الشيخ محمد هادي معرفة

35

علوم قرآنى (فارسى)

منكشف گرديده تا از موقنين شوند . آيا پيامبر اسلام از اين قانون مستثنى بود تا در چنان موقع حساس وسرنوشت‌ساز به خود رها شود ، به خويشتن گمان بد برد ودر بيم وهراس به سر برد ؟ آيا پيامبر اسلام مقامي كمتر از مقام موسى وإبراهيم خليل داشت تا عنايتى كه خدا دربارهء آنان روا داشته است ، دربارهء أو روا ندارد ؟ مولى أمير المؤمنين عليه السّلام دربارهء پيامبر أكرم صلّى اللّه عليه وآله مىفرمايد : « ولقد قرن اللّه به صلّى اللّه عليه وآله من لدن ان كان فطيما ، أعظم ملك من ملائكته ، يسلك به طريق المكارم ومحاسن اخلاق العالم ليله ونهاره . . . « 1 » ؛ خداوند شبانه‌روز فرشته‌اى را بر أو گمارده بود تا أو را به كمالات انساني رهنمون باشد . . . » . در اين زمينه روايات صحيحه فراوان وارد شده است كه برخى از آن‌ها به عنوان نمونه ذكر شد . علاوة بر اشكالات فوق ، ايرادهاى ديگرى نيز به شرح ذيل بر داستان ياد شده وارد است : 1 . سلسلهء سند داستان به شخص نخست كه شاهد داستان باشد نمىرسد ، ازاين‌رو روايت چنين داستانى ، مرسله تلقى مىشود . 2 . اختلاف نقل داستان ، خود گواه ساختگى بودن آن است . در يكى از نقل‌ها چنين آمده است : خديجة خود به تنهايى نزد ورقه رفت ؛ در ديگرى آمده است كه پيامبر را با خود برد ؛ در سوّمى ورقه خود پيامبر را در حال طواف ديد ، از أو جويا شد وبدو گفت ؛ در چهارمى أبو بكر بر خديجة وارد شد وگفت : محمد را نزد ورقه روانه ساز . اختلاف متن به حدّى است كه مراجعه‌كننده متحير مىشود كدام را باور كند ، ونمىتوان ميان آن‌ها سازش داد . 3 . در متن بيشتر نقل‌ها علاوة بر آنكه نبوّت پيامبر را نويد داده ، آمده است : « ولئن أدركت ذلك لانصرنّك نصرا يعلمه اللّه . . . » ، يا « فإن يبعث وأنا حيّ فسأعزّره وأنصره وأؤمن به . . . » ؛ يعنى هرگاه دوران بعثت أو را درك كنم به أو ايمان آورده أو را يارى ونصرت خواهم نمود . محمد بن إسحاق ، سيره‌نگار معروف نيز اشعارى از ورقه مىآورد كه كاشف از ايمان راسخ وى به مقام رسالت پيامبر است « 2 » . غافل از

--> ( 1 ) صبحي صالح ؛ نهج البلاغة ؛ خطبهء قاصعه ، شمارهء 192 ، ص 300 . ( 2 ) سيرهء ابن إسحاق ؛ ص 123 ، طبقات ابن سعد ؛ ج 1 ، قسمت 1 ، ص 130 .